تبلیغات

علت دروغگویی کودکان در چیست ؟ بهمراه درمان دروغگویی کودک

علت دروغگویی کودکان عنوانیست که در زیر چندین مقاله در این مورد مطرح گردیده و در ابتدا به علت این موضع یعن یهمان دروغگویی می پردازیم و سپس نحوه درمان و راههای درمانی که برای این موضوع وجود دارد امیدوارم که مطلب زیر مفید واقع شود.

اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمی‌آید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق می‌کنند. آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمی‌گویند. لقمه حرام نمی‌خورند و برای تربیت صحیح کودکان حتی‌المقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده می‌کنند، او را از بچه‌های درغگو و کم تربیت دور نگه می‌دارند، برای راستگویی تشویق می‌کنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.

ریشه خالی بندی کجاست؟
بنابراین اگر ریشه های خالی بندی و دروغگویی را دنبال کنید، آن را در حقارتها، کمبود محبتهای بی قید و شرط و عدم تشویق خواهید یافت. لذا اگر می خواهید با این بیماری روانی مبارزه کنید، باید فرد بیمار را بدون قید و شرط دوست داشته باشید. نقاط مثبتش را پیدا کنید و مورد تحسین و تمجید قرار دهید. باید به او بفهمانید که خودش همان طوری که هست محترم و با ارزش است. به او نشان دهید که فردی مفید و گرامی است. فرد دروغگو اگر یاد بگیرد به همان چیزهای راستی که دارد افتخار کند و به خودش همان طوری که هست ببالد، دست از دروغگویی برخواهد داشت.
مشکل اصلی خیلی از والدینی که فرزندان دروغگو  بار می آورند، در نوع نگاهی است که به مسائل پیرامون خود دارند. مثلا ممکن است یک پدر از شغل خودش شرمنده باشد و این احساس شرمندگی را به همسر و فرزندانش هم منتقل کند و باعث احساس حقارت آنها هم بشود. حال اگر این پدر نگاه ظاهر بینانه ی خود را عوض می کرد و از شغلش به خاطر شرایط پایین اجتماعی اش گله مند نبود بلکه به اجر معنوی و ارزش واقعی آن اهمیت می داد و همیشه از آن با افتخار یاد می کرد، همسر و فرزندش هم دچار بیماری مسری او نمی شدند.

ناتوانی یکی از علل دروغگویی
دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می‌باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.

مادر می‌گوید با “الف” بازی نکن زیرا “الف” کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه “الف” می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با “ج” زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.
ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی
بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.

یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.

کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی یکی از علل دروغگویی
بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.

بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید.

آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی‌موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می‌دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.

بگویید به تو افتخار می کنم
هر کودکی نیاز به افتخار کردن دارد. هر کودکی نیاز دارد تا به خودش به تواناییهایش به والدینش و … افتخار کند. باید به کودکان کمک کنیم تا بتوانند دلایلی برای افتخار کردن به خودشان داشته باشند. باید طوری با آنها رفتار کنیم که احساس حقارت و ضعف و زبونی نداشته باشند. اگر کودکی دائم از سوی والدین یا معلم تنبیه  و سرکوب شود اگر چه این تنبیه فقط ملامت کردن باشد، احساس حقارت خواهد کرد و چیزی برای افتخار کردن پیدا نخواهد کرد. چنین کودکی به خیالاتش پناه می برد و امتیازهای خیالی برای خودش در نظر می گیرد و تحت تاثیر فشارهای روانی آن خیالات را به زبان می آورد.
وقتی جلب توجه لازم است
اگر در خانواده ای کودکی کمتر از خواهر یا برادرش مورد توجه والدین قرار گیرد، احتمال دروغ پردازی و خالی بندی اش بیشتر خواهد بود. چرا که این کودک مثل خواهر یا برادرش نمی تواند به خودش افتخار کند و مثل او در خودش چیزی پیدا نمی کند که با آن توجه والدینش را جلب کند. چنین کودکی کم کم به دنیای ذهن و درون پناه می برد و سعی می کند با کمک فضایل نداشته اش جلب توجه کند.
یا کودکی که در مدرسه از هم کلاسی هایش به لحاظ درسی یا مالی کم می آورد و نمی تواند لااقل در حد معمول جلوه کند و دائم تحقیر می شود، ممکن است به زودی به هواپیمای نداشته ی پدرش افتخار کند.
از او تعریف کنید
اگر فرزندتان دچار دروغگویی و خالی بندی شده است، احتیاج به محبت بی قید و شرط دارد. باید باور کند که خوب و نازنین است باید باور کند که همین طوری که هست هزار تا امتیاز ارزشمند برای افتخار کردن دارد. از جنبه ها مثبت رفتار و اخلاقش بسیار تعریف کنید. او را مورد نوازش و محبت بیشتری قرار دهید. او را بستایید تا نیازی به افتخارهای واهی نداشته باشد. در حضور او از زندگی و خودتان طوری حرف بزنید تا احساس کند همه چیزش و پدر و مادرش افتخار برانگیزند.

۱- شناخت علل :

باید بدانیم چرا کودک دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند ؟ هدف اواز این دروغ چیست ؟

۲- دادن آگاهی :

پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعاتِ لازماست. فی المثل کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته باید بفهمد که واقعیت چیست و خواب وخیال چیست و به او تفهیم گردد که در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده است .

به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را که گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و …

۳- ایجاد محیط سالم :

محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند بر حذر بدارید . زیرا کودک است و جنبه نقش پذیری و تقلید او .

۴- رعایت انصاف :

طفلی شاهد بی انصافی های والدین است.پدر و مادر را می بیند که مثلاً دراثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین که نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا ومتهم به سر به هواییمیکنند .

کودک چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد .

۵- عفو و بخشش :

در خانه و زندگی و در اداره فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ؛ولیزیاده روی در این امر نیز درست نیست .

برای واداشتن طفل به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها که گاهی خود هم مرتکب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهاندارد البته به شرطی که مخالف شرع و اخلاق نباشد.

۶- محدود کردن توقعات :

از او انتظار نداشته باشید که همهیخواست های شما را برآورده کندوکاری که شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید که آن را انجام دهید،او برای شما انجام دهد .

۷- ایمن کردن از مجازات :

فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنندو‌مطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود.تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .

۸- پند و اندرز :

این امر در کودکان مؤثرتر است از آنجهت که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اندوهنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است . بیان یک مسئله که این روش فلان ضرررادارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .

۹- ارائه محبت :

به فرزند باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند.وجود محبت سبب می شود که طفل نیازی به تظاهر و تصنعنداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده ی همه گسستگی هاستوباب ملاحظات را بین کودک و والدین پدید می آورد . او را وامی دارد در چارچوب نظامی حرکت کند که والدین برای او ترسیم کرده اند . البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .

۱۰ – هشدار به کودک :

ما معمولاً سعی داریم به کودک تفهیم کنیم که راه او راهی درست و به صواب نیست . البتهاین سخنان برای همه ی اطفال قابل فهم نیست . اگرچهکودک باید از قبل بداند که دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیانهایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت که این کار را خدا دوست ندارد و چیزی که خدا دوست نداشته باشد برایش عقوبت و مجازاتتعیین می کند، او را به جهنم و آتش می سوزاندواز محبت ها و لذتها محروم می سازد .

۱۱ – اعلام نارضایی :

پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم کنند که از عمل او ناراضی هستند،دوست ندارند دروغ او را بشنوندواز این که او در حضور جمع،این دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند .

والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند که آبروی شان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند . باید مسئله را به گونه ای در ذهن بزرگ کرد تا دیگر این حالت مکرر نشود و او هوس دروغگویی نکند .

۱۲- ایجاد سرخوردگی :

در مواردی که دروغگویی کودکان مکرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شکست و سرخوردگی در او ایجاد کرد؛مثلاً آنگاه که سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویمودر برابر سخنانش بی تفاوت باشیم ودر وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت کنیم و یا موضوع بحث را عوض کنیم تا او بداند در این راه توفیق نیافته است

۱۳- مچ گیری :

در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی . البتهلازم استاین مرحله پس از همهیتذکرات ، ‌اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساسحقارت کند. چون به هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .

۱۴- تنبیه و تهدید :

در مواردی که هیچ یک از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه او را از دروغگویی دور داریم که البته این راه،چندان عملی نیست و تنبیه ما نشان می دهد که دیگر در تربیت،کار از کار گذشته است .

هشدارها در اصلاح دروغ
۱- ضرورت ایجاد رشد :

در نظر ما آن کس که تن به خیانت و دروغ می دهدوهنوز به ارزش وجودی خودوبه ارزش حقیقت و اخلاق پی نبرده است.
پس خوب استبه او فرصت رشد و زمینه آن را بدهیم . او را واداریم که دریابد وجودش ارزنده و مهم است وارزشش بالاتر از این است که خود را کوچک کند و دروغ بگوید . اگر او در سایه دروغ توانسته است دیگران را فریب دهد و دروغ بگوید حیثیتی به دست نیاورده است؛اگرهم به دستآورده باشد از آنِ نیستاو بلکه از آنِ دروغ است.

۲- کسب محبوبیت حقیقی :

کودک و حتی بزرگسال باید در یابد که محبوبیت قابل ارزش درسایه راستی است نه دروغ و خیانت؛اگر راست بگوید و تنبیه شود برای او ارزنده تر است تا آن که دروغ بگوید واز تنبیه برکنار گردد.

در این زمینه ضروری است بین ارزش حقیقی محبوبیت و ارزش کاذب آن فرقی بگذاریم و نشان دهیم که اولی پایدار است و دومی متزلزل.این مسئله را به طفل هم می توان تفهیم کرد که اگر امروز این دروغ را گفتی و به هدف رسیدی ، فردا برای رسیدن به این هدف چه خواهی کرد ؟

۳- اعطای آزادی مناسب :

بسیاری از فرزندان ما دروغ می گویند به خاطرآنکه ما فرصت و امکان راستگویی را از آنان سلب کرده ایم . اگر به آنها بگوییم که بدون ترس و وحشت آزادند که مسئله خود را با ما در میان نهند و نیازهای خود را به ما بگویند مشکل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محیط صادقانهو صمیمانه در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.

۴- توجه به دوران کودکی :

از ویژگی های دوران کودکیاین است که ثبات و دوام ندارد .لحظه ای شاد است و لحظه ای دیگر غمگین .لحظه ایاحساس نیاز به امری می کند و جان و روانش را وابستهبه آنمی داند و درآنی دیگر احساس استقلال دارد وفکر می کند نباید کسی بالای سر او باشد .

بر این اساس اگر کودک شما دروغی گفت گمان نکنیداو سر از فساد در آورده است . همین طفل باراهنمایی مناسب آن چنان پاک ومعصوم خواهد شد که شما خود تعجب بودید . البته این سخن دلیل بر آن نیست که دروغ او را نادیده بگیرید . متناسببااهمیت و عظمت دروغ و شرایط و احوال طفل باید آن را پیگیری کرد .

۵- اعطای میدان فعالیت :

برخی از فرزندان در خانه نقش برده ای را ایفا می کنند که اختیار هیچ چیز را ندارند . منحصراً در چارچوبی می توانند فعالیت کنند که پدر و مادر به صورت ضوابط ریز تهیه دیده و ناظر بر اجرایآن هستند .روشن استکه فرزندان میدان عمل بیشتری رامی خواهند دارند و هر وقت ضرورتی برای استفاده از آن میدان برایشان پدید آید از آن استفاده می کنند و در برابر بازخواست های بعدی خود رابرای دروغ پردازیآماده می کنند . در زمینهیسازندگی و رشد، یک بعد قضیه این است که بهاومیدان حرکت و تلاش بدهید و او را در آن میدان آزاد بگذارید تا خود را بیازمایدوقدرت و امکانات خود را کشف کند و برای اثبات ارزش وجودی خود نیازمند به دروغگویی نباشد .

۶- ایجاد زمینه احساس اعتماد :

وجود زمینهیاحساس اعتماد باعث آن می شود که کودک خود را مجاز احساس کندکهمسائل خود را به گونه های جدی با والدین در میان نهد . اگر خیانتی در باره او روا داشته شد آن را برای شما باز گوید و شما را در جریان کارها قرار دهد . چه بسیار فرزندان جامعه که قربانی توطئه ها و هوسهای شوم دیگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آن را به شما نگفته اند و شما روزی از آن سر در آورده اید که کار از کار گذشته بود .

۷- خودداری از آبروریزی :

گاهی برخی از فرزندان،حقایق خود را با والدین در میان نمی گذارند از آن بابت که احساس می کنند آنها خود نگهدار نیستند و اگرحقیقت مسئله را بدانند آن را نزد این و آن بازگو می کنند و در آن صورت آبروی او از میان می رود.

اگر کودک احساس کند که آبرویش رفته دیگر فردی خطرناک خواهد بود و با او نمی توان زیست. همیشه سر از فتنه گیری و دروغ در خواهد آورد و همیشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .

۸- بیان عوارض و خطر :

کودکان و فرزندان ما سن و تجربه ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آن چنان که هست ببینند . و یا آن چنان تجربه ای ندارند که بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند.در اینجاست که والدین و مربیان از طریق ذکر داستانهای مربوط به دروغگویی و فرجام آن ‌ قادر می شوند به ارشاد او پرداخته و هدایتش کنند . البته ذکر داستانها از همان سنین خردسالی و در موقعی که هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر است.روزی که او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هیچ وجه حاضر به آن نمی شود .

۹- بیان شرایط ارزش او :

والدین و مربیان لازم است به کودک تفهیم کنند که اگر برای او ارزش و احترامی قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعایت صداقت و درستی را نکند احترامی نخواهد داشت . به او تفهیم کنید بدان اندازه باید رشد داشته باشد که اگر راستگویی به زیان و ضرر اوست باز هم راست بگوید و صراحت و قاطعیت خود را از دست ندهد . اگر کار بدی کرده،می تواند از آن عذر بخواهد ولی اگر دروغی از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .

۱۰ – آمادگی برای پذیرش او :

والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند . حاضرند به حرفهای او گوش فرادهندوبه احساسات و عواطف او احترام بگذارند . در برابر لغزش او خشونت به خرج نمی دهندوآبروی او را در میان جمع حفظ می کنند . این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک سلب می کند و او را در مسیر صلاح قرار می دهد .

۱۱- جنبه الگویی والدین :

فراموش نکنید که کودکان از ما درس می گیرند . دروغ را از ما می آموزند. اگر موضع ناروایی در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ کنید او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان نکنید که کودک آن را نمی فهمد.او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولی همان را می آموزد وعمل می کند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برایش آسان می کنید و زمینه صدق و راستی را از او می گیرید . در چنان صورتی شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهید بود .

ایمان شما به خدا و رعایت اصول پرهیزکاری و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسی ارزنده برای فرزندان است و در نجات از اینمعضل کمک مؤثری خواهدبرد.

۱۲- خودداری از اصرار :

گاهی شما می دانید که فرزند شما فلان غذایی را که از آن منع بوده است خورده و لکهیروی لباسش و طعم دهانش آن را اثبات می کند و با این حال او انکارمی کند . اصرار شما بر انکارش خواهد افزود.در صورت اصرار بر انکارشنیزسعی نداشته باشید به او مارک دروغگویی بچسبانید،فعلاً مسئله را نادیده بگیرید تا بعدها در خلوت او را به خطایش آگاه کنید .

دروغ در چه کسانی بیشتراست ؟
– در بین آنها که ضعیف و عصبی و یا هیجانی هستند.
– درآنها که رشادت و شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند .

– در بین آنها که به صورت افراطی خواستار جلب نظر و محبت اند .

– در میان آنان که قدرت نیاز در آنها نیرومند و دستیابی به هدف برایشان دشوارتر است .

– در بین آنها که تکالیف شاق بر آنها تحمیل شده و قدرت تحمل آن را ندارند .

– در آنها که ایمانشان ضعیف است و فشار واِعمال قدرت شما برآنان بسیار است .

– آنها که دوران کودکی توأم با محرومیت و نابسامانی بسیار داشته اند و محبت کافی ندیده اند .

– و بالاخره آنها که از تربیت کافی ولازم برخوردار نبوده اند .

تذکری به والدین و مربیان
اعمال برخی از طرق برای اصلاح دروغ کودکان یا مؤثر نیست و یا اثرش چندان زیاد نیست و حتی در مواردی ممکن استآثار معکوس و نامطلوب برجای گذارد مثل :
– سرزنش ها و ملامت های بسیار .

– اعمال خشونت و تنبیه بیش از اندازه و آزار رساندن به او .

– متهم کردن و دروغگو خواندن کودک و بردن آبروی او در نزد دیگران .

– دریغ داشتن محبت و هدایت از کودک و همچنین اعلام سلب اعتماد از او .

-رها کردن طفل به حالخودش بدان امید که او در آینده خود به خود اصلاح خواهد شد .

در همه حال ضروری است سر از علت درآوریم و درد او را به صورت ریشه ای درمان کنیم، و نیز حسن نیت خود را نشان داده و با کودک تفاهم کنیم . زیرا او درهمه حال فرزند ما و چونچوب منبر است که نه می توان او را سوزاند و نه او را به دور انداخت باید سوخت و ساخت و او را اصلاح کرد.

گردآوری توسط: سایت جوانیها

-

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

x